کرونای عمه جون و عمو جون
دختر عزیزم،ماه گذشته عمه جون متاسفانه کرونا گرفت ۱۰ روز اول داخل منزل خودشون بود ومداوا میشد ،اما به جای حالش بهتر بشه بدتر شد ،محدثه و محمد حسین هم گرفتند ولی زود خوب شدند ،ولی عمه جون مجبور شد بیمارستان بستری بشه ،بابایی محدثه و محمد حسین اورد خونه ،البته خوش به حال شما بچه ها شد کلی بازی کردین ولی محمد حسین بچه بهونه می گرفت ،تا اینکه عمو هم مبتلا شد بابایی رفت پیش عمو و ما دیگه تا چند روز نمیتونستیم پیش بابایی باشیم چون امکان داشت گرفته باشه،من و تو و محدثه و محمد حسین رفتیم خونه باباحاجی،بابایی هم درگیر کارهای عمه جون و عمو بود و یک هفته تنها خونه بود،روزهای سختی بود،عمه جون یک هفته ای بیمارستان بود خوشبختانه بعد از یک هفته بهتر شد مرخص شد،ولی تا چند روز نمیتونست بچه هاش ببینه ،بعد از ۴،۵ روز عمو اومد بچه هارو برد و بابایی هم تست داد خداروشکر نگرفته بود ما هم فرداش رفتیم خونه.


















مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


کرونای عمه جون و عمو جون 



